X
تبلیغات
غروب



























غروب

میلاد دوباره طبیعت بر همگان مبارک باد

برای همه دوستان عزیز سالی سرشار از نیکی و بهروزی آرزو می کنم..

 ۱- عشق

من...رام و سر به زیر

تو...رود ِ پر خروش

فرجام ِ عشق ِ ما به کجا می رسد؟...خموش!

 ۲- مرگ

خندان و رسته بود

بابای خوب ِ من،

احرام بسته بود..

 ۳- بهار

"درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند"

در این هوای ِ پر از سرب، بلبلان مردند

و غنچه های معطر چه زود پژمردند...

 ۴- رسم؟!

صدای ِ غرش ِ توپ و تفنگ است..

فضا پر دود ، باز امشب چه شوریست؟

هلا! این رسم ما..چارشنبه سوریست!

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 17:4 توسط باران|

چقدر فرصت داریم؟

تا تبدیل شدن به یک تصویر،

یک پوستر،

بر در و دیوار خاکستری شهرمان..

بر تیر چراغ برق!

با لبخندی ملیح،

و چهره ای همیشه جوان!

***************** 

چقدر فرصت داریم؟

تا تبدیل شدن به یک قاب عکس..

آویخته بر دیوار،

یا لمیده بر توری سفید طاقچه..

 

چقدر فرصت داریم؟

تا خاطره گشتن..

خاطره ای دور و مه آلود

خاطره ای شیرین،

به شیرینی حلوا..

به حلاوت خرما..

**************** 

چقدر فرصت داریم؟

چند سال؟

چند روز؟

چند ساعت؟

چند ث ا ن ی ه ؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 23:14 توسط باران|


آخرين مطالب
» روزهای آخر اسفند..
» شوکران
» نقدی بر جلسه‌ی نقد سه‌گانی
» برگ زردی تحفه درویش..
» تولد پاییزی من
»
» درخت
» حسرت
» سه گانی موزون و سپید
» آمد بهار و باز..

Design By : Pichak